محمدامین کلاته؛ شهیدی از تبار علم و دانش
«محمدامین کلاته، مهندس جوان، پژوهشگر پرتلاش و انسانی از جنس فروتنی و نور، در راه علم جان داد و به مقام شهید راه دانش رسید. این سایت، خانهی یاد و نام اوست؛ جایی برای مرور زندگیاش، آثار علمیاش، خاطرات دوستان و استادان، و نوری که در دلها کاشت.»
فصل روییدن
در فصل بهار که جهان رویشی دگر آغاز می کند؛ گیاهان و نباتات می رویند؛ سبز می شوند؛ جوانه می زنند؛ شکوفه می دهند؛ شکوفه ها به بار می نشیند؛ غنچه ها باز می شود، تا ثمر کنند ….
… و ثمره چه شیرین است. از گوارایی عسل هم خوشتر می نشیند بر جان آدم!
… و اما محمدامین عزیز نیز در فصل بهار رویید؛ در پانزدهم خرداد ۱۳۷۹، درست زمانی که عطر و بوی شکوفه ها در فضا می پیچد و آدم ها از استشمام آنها سرمست می شوند؛ غنچه ها از شکفتن خود لبخندزنان به خود می بالند، و …!
… و محمدامین، این غنچهی بهاری، آرام آرام قد کشید؛ در خاک دانایی ریشه دواند، از نور عشق تغذیه کرد، و با باران تلاش جان گرفت و رشد کرد.
در مدرسه، نگاهش همیشه در پی کشف بود؛ ذهنش چون نسیم، بیقرار و جستوجوگر، و دلش چون آسمان، گشوده به نور حقیقت بود. از همان کودکی، روحی کنجکاو و ذهنی جستوجوگر داشت. او با عشق به علم زیست، با فروتنی آموخت، و با امید ساخت.
در دانشگاه، نه فقط دانشجو بود، که آموزگار فروتنی و همدلی شد؛ نه فقط پژوهشگر بود، که پیامآور امید و انسانیت شد. هر کتابی که میخواند، پنجرهای بود به جهانی تازه؛ هر مسئلهای که حل میکرد، پلهای بود به قلهای بلندتر.
محمدامین، مهندسی جوان، پژوهشگری پرتلاش و انسانی از جنس نور بود و نور ایمان، معرفت و علم و دانش هرگز خاموش نمی شود؛ بلکه همواره می تابد تا دیگران از نورش راه بلد شوند.
فصل تعالی
محمدامین، در مسیر دانش، هر روز روشنتر شد؛ تا آنجا که نور وجودش، نه فقط کلاسها و آزمایشگاهها، بلکه دلهای اطرافیانش را نیز روشن کرد. و اینگونه، نبوغ او شکفته شد؛ و در آسمان علم، ستارهای شد که نه فقط میدرخشد، بلکه راه مینماید.
محمدامین، دوران کارشناسی خود را در رشتهی مهندسی مواد و متالورژی در دانشگاه علم و صنعت ایران گذراند و با کسب رتبهی اول کارآموز برتر، درخشش علمی خود را از همان زمان نشان داد. او نه از روی تصادف، بلکه با عشق و علاقه این رشته را برگزید. در سال ۱۴۰۱، با کسب رتبهی ۱۱ در کنکور کارشناسی ارشد و نیز رتبهی ۱۱ المپیاد کشوری مهندسی مواد و متالورژی، به عنوان یکی از استعدادهای برتر این حوزه شناخته شد و تحصیلات خود را در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه تهران ادامه داد.
در این دوره، درخشش علمی و ژرف نگری او چنان چشمگیر بود که دکتر محسن صارمی، از استادان برجستهی دانشکده، دربارهاش میگوید: » در درسی همچون الکتروشیمی، که درک مفاهیم آن برای بسیاری از مهندسان متالورژی دشوار است، محمدامین نه تنها مطالب را به خوبی فرا میگرفت، بلکه با مطالعههای گسترده و فراتر از کلاس، جزوهای جامع و کم نظیر تهیه کرد که از دید من ارزشی هم سنگ با یک کتاب مرجع دارد، به همین دلیل تصمیم دارم آن را برای بهرهمندی دانشجویان آینده به چاپ برسانم».
محمدامین نه تنها به دوستان و هم کلاسی هایش، بلکه به افراد بیرون از محیط دانشگاه نیز یاری میرساند؛ چه در عمل، چه در ایده پردازی و هدایت فکری. ذهنی خلاق و روحی نقاد داشت، هیچ مسئلهی علمی را سطحی نمیپذیرفت و تا ریشه و بنیان هر پدیده را در نمییافت، از آن عبور نمیکرد. توانایی او در پیوند دادن میان مفاهیم گوناگون و استنتاج راه حلهای نو برای مسائل پیچیده، از برجستهترین ویژگیهای علمی او بود به طوری که هم کلاسیها و استادانش زبان به تحسینش گشوده بودند.
در مسیر پژوهش، بلندپرواز و بیقرار فهم و درک عمیق بود. استاد راهنمایش، دکتر محمود نیلی احمد آبادی، در این باره میگوید: » وی در پروژهی خود چنان ژرف مینگریست که بیشتر وقت خود را در آزمایشگاه به تحقیق و آزمایش سپری میکرد و لحظهای نبود که مشغول به علم اندوزی نباشد«.
آثار علمی و پژوهشی
رتبههای برتر، مقالات علمی، و جزوهای که استادش آن را هم سنگ کتابی مرجع دانست، همه گواهی بودند بر ژرف نگری و نبوغ بیمثالش. او در طول تحصیل، با پشتکاری مثالزدنی و علاقهای عمیق به پژوهش، در حوزه علم مواد و متالوژی فعالیت کرد.
مقالاتش درباره جذب هیدروژن، ساخت افزایشی و فرآیندهای ترمومکانیکی منیزیم خالص و آلیاژهای آن، روشهای نوین تولید پودر فولادزنگ نزن ۳۱۶ و اینکونل ۶۲۵ با کاربرد ساخت افزایشی و سنتز خازن متقارن و طراحی ابرخازنها، در مجلات معتبر علمی منتشر شدهاند و توسط دانشجویان و پژوهشگران مورد استناد قرار میگیرند.
نتیجهی کوششهای علمی او انتشار پنج مقالهی ISI، سه مقالهی کنفرانسی و تالیف یک کتاب علمی در زمینهی علم و مهندسی مواد است؛ آثاری که در جامعهی علمی مورد استناد و الهامبخش دانشجویان و پژوهشگران جوان قرار می گیرد.
در واپسین روزهای زندگیاش، مشغول پروژهای ارزشمند دربارهی ذخیرهی هیدروژن در فلز منیزیم بود؛ پژوهشی در راستای توسعهی فناوریهای انرژی پاک. با شور و شوق فراوان از برنامههای علمی بلندمدتش سخن میگفت و در حال دستهبندی مقالاتی بود که قصد چاپشان را داشت.
یادش، نه فقط در مقالات و کتابها، بلکه در دلهای عاشقان علم و انسانیت جاودانه است.
انسانیت در کنار علم
محمدامین فقط یک دانشجوی نخبه نبود، او انسانی بود متواضع و صادق، آموزگاری یاریگر، پژوهشگری زبده و توانا و البته دارای صفات معنوی زیادی که شاید هیچ کس نتوانست به درستی برخی از آنها را دریابد و یا کشف کند. به عنوان دستیار آموزشی درسهای «دگرگونی فازی پیشرفته» و «تغییرشکل گرم»، با حوصله و دلسوزی به آموزش دانشجویان میپرداخت و همیشه آمادهی کمک به دیگران بود. دوستانش او را نه فقط به خاطر نبوغ علمی، بلکه به خاطر خوشقلبی، فروتنی و صفای باطنش به یاد میآورند.
محمدامین نشان داد که عمر، به سال نیست؛ به تأثیر، به عشق، و به نوریست که در دلها می گذارد و میتاباند و آموخت که ارزش زندگی در تأثیر، تلاش و عشق به دانایی است، نه در سالهای آن.
واپسین فصل
… در فصل پائیز که جهان زرد می شود و برگ گل ها و درختان به خاک سپرده می شوند؛ اما محمد امین این غنچهی بهاری، نه پژمرده شد و نه خشک؛ چرا که او در خاک دانایی ریشه دوانید، از نور علم و معرفت تغذیه کرد، و با باران تلاش و کوشش جان گرفت و رشد کرد.
او گلی همیشه بهار بود، برای همه فصل ها؛ نه سرما و نه گرما، نه مشکلات زندگی و نه سختی های تحصیل، او را خم نکرد. گلی بود، به رنگ سرخ شهادت و عطر زندگی و حیات ( که شهدا همیشه زندهاند و در نزد پروردگارشان روزی می خورند)، و شمیم خضوع و خشوع با ریشههایی در اعماق علم و دانش و پژوهش و ساقه هایی که نبوغ در آن جریان داشت؛ شاخههایش او را به اوج آسمان ها بالا برد.
او سریع رشد کرد و آنگاه که زمان ثمر فرا رسید، او با جان خود، مهر تأییدی شد بر عشقی که به علم و دانش داشت؛ و با پروازش، در جریان انفجار کپسول هیدروژن در محل آزمایشگاه، در روز ” پنجشنبه، دهم مهرماه ۱۴۰۴، ساعت 14:10″ نشان داد که بعضی ستارهها، برای همیشه در آسمان میمانند؛ میدرخشند و به دیگران راه مینمایانند.
… و اما ثمره او علم و دانایی، پژوهش و دانش، ایمان و عمل و ده ها صفت و ارزش همراه با نبوغ بی مثالش است. ثمره او نوریست که در دلها کاشت…؛
… این نور خاموش نخواهد نشد.